X
تبلیغات
زولا







سلام ... وقتتون بخیر و آرامش 

ممنون که کلبه ی حقیرانه ام رو قابل دونستین و تشریف آوردین 



[ پنج‌شنبه 28 دی 1396 ] [ 17:27 ] [ بانو ]

[ 6 نظر | چاپ ]


دلتنگت می شوم و چشمانم را روی هم می گذارم ؛


بلکه یادت را فراموش کنم …


آخر مگر می شود یک دنیا را فراموش کرد؟!


تویی که برایم نسخه فراموشی میپیچی ؛


حتما دلتنگ نشدی که ببینی...


چگونه خوب ترین خاطره ها ، بی رحم ترینشان می شود.


گاهی فقط باید دلتنگی هایت را فریاد بزنی ...


ولی نمی توانی و سکوت میکنی.


من اینجا دلم تنگ است برای کسی که ...


نمی شود او را خواست ؛


نمی شود او را داشت ؛


فقط می شود سخت برای او دلتنگ شد


و درحسرت داشتنش سوخت.



[ پنج‌شنبه 25 مرداد 1397 ] [ 01:59 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]



دلتنگی ها کم نیست ....


آتش زیر خاکستر است 


نسیم یادت که می وزد شعله ور می سازد آتش درون را 


می سوزاند و خاکستر می کند. 


چه جان سخت است  ...  


دلتنگی را می گویم! 


هرچه می سوزد بازشبیه ققنوسی از زیر خاکستر سر برمی آورد.  



[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 17:09 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]



شبیه کسی که از یک آدرس ، تنها پلاکش را می داند . . .


در ازدحام آدم ها و خیابان ها ، دنبال ِ تو  می گردم .


دلتنگی سهم من از خاطراتی است که  یک روز خاطره نبودند . . .


  زندگی بودند.


دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظی هایت ، تا فردا بود.


آن قدر دلتنگ هستم که گاهی فراموش میکنم که تو فقط  خاطره ای !


چه سر به راه است این دلتنگی . . .


از گوشه ی دلم جُم نمی خورد.




[ سه‌شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 19:31 ] [ بانو ]

[ 2 نظر | چاپ ]



ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ !!


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﯾﮏ " ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ " ﺑﯽ ﻣﻘﺪﻣﻪ می خوﺍﻫﺪ


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﯾﮏ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﯽ ﺭﻭﺩﺭﺑﺎﯾﺴﺘﯽ می خوﺍﻫﺪ


ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ﺑﻮﺩﻥ ...


ﺩﻟﺶ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻥ می خوﺍﻫﺪ .


ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻥ...


ﺩﻟﺶ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ می خوﺍﻫﺪ.


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ می خوﺍﻫﺪ


ﺩﻟﺶ می خوﺍﻫﺪ ﻏﺮﻕ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ " ﺗﻮ "... ﺩﺭ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺖ ...


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﯾﮏ " ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ " می خوﺍﻫﺪ.


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﯾﻪ ﭘﯿﺎﻡ ﺳﺎﺩﻩ می خوﺍﻫﺪ : " ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺻﺖ از حالت برایم بگو "


ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺩﻭﯾﺪﻥ...


ﺩﻝ ﺍﺵ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ .


ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎب...


ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺶ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺁﺳﻮﺩﻩ می خوﺍﻫﺪ.


ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﮐﻪ : ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ... این جا ﮐﻨﺎﺭﺕ ...


ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﮕﺎه های ﻣﺸﮑﻮﮎ ﻭ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﺍﻧﻪ


ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ می خوﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ به او ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺑﺒﺨﺸﺪ .


ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ...


ﺗﺮﺱ ﻭﺭﺵ می داﺭﺩ.


ﯾﺎ ﺍﻭ ﺁﺩﻡ ﭘﺮﺗﻮﻗﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺁﺩم ها ﺩﯾﮕﺮ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ !!


ﮔﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺍﻍ می خواﻫﺪ 


ﻭ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﮐﻪ ﺍﺯ لب هاﯾﺶ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺑﺸﻨﻮﺩ.





[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 13:46 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]


hibp_01006s-1.jpg




حیدر را ببین که زانو زده از شرم پیش روی رسول خدا. 


لبخند می زند پیامبر (ص) و یاری اش می کند 


تا به سخن در آید و نام زیبای" فــاطــمــه" را به زبان بیاورد. 


چه کسی بهتر از تو علی جان ؟!


برخیز فاتح خیبر! 

تنها تو هستی که دروازه های قلب فاطمه را گشوده ای. 

ببین سکوت ناز فاطمه را.  


ببین گل های سرخ حیا را روی گونه هایش 


این گل ها برای تو شکوفا شده اند 


قلب فاطمه لبریز از مهر توست یا علی 


گل بیاورید 


عید پیوند دو نور است 


پریان آسمانی در جشن تلاقی چشمان علی و فاطمه هم آوا شده اند: 


«مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقیانِ» 




عاقد خدا و شاهدش پیغمبر او


داماد حیدر، گل عروسش کوثر او


در صورت زهرا چه شرم دلنشینی ست


در چهره ی مولا چه شوق بی قرینی ست


این ساقی کوثر امیر المومنین است


که ساق دوشش حضرت روح الامین است


این عشق اوج عشق معنای حضور است


نور علی نور است، امشب غرق نور است 


" مجید خضرایی "



[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 09:06 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]


 

عکس نوشته شهادت امام جواد و امام محمد تقی + متن تسلیت

 


طوبای تو میان دلم قد کشیده است


بین من و خیال خودم سد کشیده است



احساس می کنم به تو نزدیک می شوم


جذر مرا نگاه شما مد کشیده است



این جذبه طلایی بالا نشین تو


بال مرا حوالی گنبد کشیده است



دست خدای عز و جل روی قلب ما


این بار سوم است محمد کشیده است



نوری رئوف در حرمت موج می زند


الطاف کاظمین به مشهد کشیده است



بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو


ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو



بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند


سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند



بگذار بر کنار قدم های هر شبت


با رشته عبای تو نقاشی ام کنند



بال و پرم بده که شبیه کبوتری


امروز در هوای تو نقاشی ام کنند



بگذار از زمان ازل تا همیشه ها


آقای من برای تو نقاشی ام کنند



وقتی میان خانه دعا پخش میکنی


مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند



بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو


ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو



ای بالش تو دست امام رئوف ما


ای سایه بان روی تو بال فرشته ها



تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت


ای مستجاب چله سجاده دعا



تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود


خورشید از مقابل گهواره شما



اینگونه بی نقاب نظر می خوری عزیز


اینقدر در مقابل آیینه ها نیا



آقا قرار ما سر میدان کاظمین


ای اولین زیارت ما بعد کربلا



بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو


ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو



هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم


از زائران صبح نسیم تو می شوم



روزی اگر به طور مرا راهیم کنند


سوگند میخورم که کلیم تو می شوم



وقتی که از محله ما میکنی عبور


کوچه نشین دست کریم تو می شوم



بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت


مثل کبوتران حریم تو می شوم



کم کم در ابتدای خیابان کاظمین


دارم همان گدای قدیم تو می شوم



بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو


ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو


علی اکبر لطیفیان "




 

شهادت غریبانه جوان ترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت

امام محمد تقی،جوادالائمه علیه‌السلام

 بر سرور و مولایمان آقا امام رضا علیه السلام و ساحت مقدس ولیعصر عجل الله

 و رهبر معظم امام خامنه ای دامة ظله 

و تمام شیعیان و محبین آن امام همام تسلیت باد.



[ یکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 09:14 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

[ جمعه 19 مرداد 1397 ] [ 10:31 ] [ بانو ]

[ 2 نظر | چاپ ]



86i2_1053500x500_1460279134791808.jpeg 


به رسم ادب و احترام سلام 


یه سال دیگه از عمرم گذشت ... نمیدونم سال دیگه هستم یا نه


نمیدونم چرا .... یا اینکه واسه همه همین جوریه یا نه


ولی من روز تولدم یه شادی ته دلم رو قلقلکم میده با یه انرژی مضاعف


امروزم دلم خواست خودم برای خودم یه پست بزارم


همش که نباید منتظر دیگران نشست تا حالتو خوب کنن


یه جایی باید خودت دست به کار بشی و از زندگی لذت ببری


پس این پست تقدیم به " مــــــــــــن عزیــــــــز  " : 



7qt_1053500x748_1515444518481522.jpg 




 

متن تولدم مبارک, عکس تولدم



 

متن تولدم مبارک, عکس تولدم


 

متن تولدم مبارک, عکس تولدم


خداجونم ممنونم که بهم نعمت حیات به بهترین وجه ممکن رو دادی


و همیشه هوای دلمو داشتی و داری


هرچی من بدم ولی تو خوبی 


ببخش که ناشکری هام بیشتر از تشکر کردنمه 


ببخش که گاهی دلتنگی هام  باعث میشه یادم بره چقدر بهم محبت داشتی 


مهربون خدای خوبم 


دستمو رها نکن که بدون تو هیچ ترینم 




[ چهارشنبه 17 مرداد 1397 ] [ 08:56 ] [ بانو ]

[ 1 نظر | چاپ ]



70xh_thumb_hammihan-2017656813879184341506720118.3883.jpg 



سر خود را مزن این گونه به سنگ


دل دیوانه ے تنها، دل تنگ!


منشین در پس این بهت گران


مدران جامه ی جان را، مدران!


مکن ای خسته، در این بغض درنگ


دل دیوانه ے تنها، دل تنگ!


ناله از درد مکن


آتشی را که در آن زیسته ای، سرد مکن


با غمش باز بمان


سرخ رو باش از این عشق و سرافراز بمان


راه عشق است که همواره شود از خون، رنگ


دل دیوانه ے تنها، دل تنگ!



" فریدون مشیری "




[ سه‌شنبه 16 مرداد 1397 ] [ 10:57 ] [ بانو ]

[ 1 نظر | چاپ ]

برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی طوفان می آید، تو هم چنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی….

ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمی رسد.

 کافیست چشم باز کنیم و راه  های گشوده ی بی شماری را فرا روی خود ببینیم.

 خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن می گردد.

ایمان داشته باش که ...

قشنگ ترین عشق, نگاه مهربان خداوند به بندگانش است

زندگی را به او بسپار

و مطمئن باش که ...

تا وقتی پشتت به خدا گرم است

تمام هراس های دنیا، خنده دار است.



[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 08:41 ] [ بانو ]

[ 0 نظر | چاپ ]


عکس و تصویر دنیا به وسعت قفسی تنگ میشود


وقتی دلی برای دلی تنگ می شود


انگار پای عقربه ها لنگ می شود!



تکراریند پنجره ها و ستاره ها


خورشید بی درخشش و گل، سنگ می شود



پیغام آشنا که ندارند بلبلان


هر ساز و هر ترانه بد آهنگ می شود



احساس می کنی که زمین بی قواره است!


انگار هر وجب دو سه فرسنگ می شود!



باران بدون عاطفه خشکی می آورد


رنگین کمان یخ زده بی رنگ می شود



هر کس به جز عزیز دلت یک غریبه است


وقتی دلت برای دلی تنگ می شود!!!



[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 07:37 ] [ بانو ]

[ 1 نظر | چاپ ]


مهدی بیا که....



به باران فکر کن... باران نیاز این بیابان است 

ترک های لب این جاده از قحطی باران است


به باران فکر کن آری که در دستان این صحرا

هزاران برکه خشکیده، هزاران ماه بی جان است


تو شاید نه! ولی بی شک به باران فکر خواهد کرد

گلی که تشنه و بی حال روی دست گلدان است


چه لطفی دارد اینکه شاخه را محکم بگیرد برگ

درست آن لحظه که شاخه خودش در دام توفان است


بیا تا شهر، شهر آب و هوای دیگری دارد

میان برج ها انگار کل شهر زندان است


صدای خش خش برگ است زیر پای عابرها

ولی نه! این صدای خِس خِس حلقوم تهران است


به هر میدان صدایش می زنند آری... ولی افسوس

ولیّ عصر در تهران فقط نام خیابان است


کجا باید بگردم؟ صبحدم کو؟ روشنایی کو؟

بگو خورشید امشب در کدامین خانه مهمان است؟


صدای تِک تِکِ ساعت، تکان داده ست دنیا را

که هان! بیدار شو! بیدار شو! شب رو به پایان است


"رضا حاج حسینی"



<< اللهم عجل لولیک الفرج و احفظ سیدنا و  قائدنا الامام الخامنه ای >>



[ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 10:06 ] [ بانو ]

[ 1 نظر | چاپ ]


  • حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر
چندسالیست سراسر گله ام سخت نگیر
غرق پاییز ترین فصل غم و اندوهم 
د

  • حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر


    چند سالی ست سراسر گله ام سخت نگیر


    غرق پاییز ترین فصل غم و اندوهم


    داغدار سفر چلچله ام سخت نگیر


    شانه شانه پرم از هق هق تنهایی و اشک


    سال ها در گسل زلزله ام سخت نگیر


    حضرت فاصله راحت بنویسم...


    ول کن !


    من خودم سخت ترین مرحله ام سخت نگیر


    شهر سهراب فقط درد مرا می فهمد


    لعنتی ! قایق بی اسکله ام سخت نگیر


    با تو و عشق و غم ثانیه ها درگیرم


    حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر!!!

    "علی صفری"




    [ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 09:01 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    عکس و تصویر هیچ گاه از سکوت ادامه دار یک زن خوشحال نباشید ، زن ساکت ، یا ...



    زنی که به سکوت می رسد کم توقع نیست. 


    نمونه نیست.


     قانع نیست.


    به این نتیجه رسیده که حرف زدنش مساویست با قضاوت یا هیاهو ....


    هیچ گاه از سکوت ادامه دار یک زن خوشحال نباشید.


    زن ساکت...


    یا مرده ای است در درون یا آتشی است زیر خاکستر...



    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 13:09 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    وقتی دلت مثل من ترک برداشت

    دیگر آمدن یا رفتن

    بودن یا نبودن

    هیچ فرقی نمی کند !

    آدم یک روز به جایی می رسد

    که دلش می خواهد همش بخوابد

    خواب چقدر خوب است

    برای نداشتن ها ...


    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 12:47 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]




    دنبال چیزى که مال تو نیست نرو...


    که مثل من دچار هنوز می شوی


    من هنوز کنار پنجره مى ایستم


    غروب را نگاه مى کنم


    میان این همه آمدن و رفتن ها


    هنوز منتظر آمدنش مى مانم!


    تو نمیدانی چه دردی دارد 


    وقتی حــــالم


    حتی در واژه هــا هم نمی گنجد ...



    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 07:28 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]

    ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ....
ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓِ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻗﺪﯾﻤﯽ
ﺩﺭ ﺁﺭﺷﯿﻮ ﺭﺍﺩﯾﻮ !




    ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ....


     ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓِ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻗﺪﯾﻤﯽ 


    ﺩﺭ ﺁﺭﺷﯿﻮ ﺭﺍﺩﯾﻮ ! 


    لطفا " ﺯﻧـﮓ ﺑﺰﻥ " 


    ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﺑﺸﻨﻮﯼ ...




    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 07:21 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]

    باران که می بارد جدایی درد دارد

    دل کندن از یک آشنایی درد دارد

     

    هی شعر تر در خاطرم می آید اما

    آواز هم بی همنوایی درد دارد

     

    وقتی به زندان کسی خو کرده باشی

    بال و پرت، روز رهایی درد دارد

     

    دیگر نمی فهمی کجایی یا چه هستی

    آشفتگی ، سر به هوایی درد دارد

     

    تقصیر باران نیست این دیوانگی ها

    تنها شدن در هر هوایی درد دارد

     

    باید گذشتن را بیاموزم دوباره

    هرچند می دانم جدایی درد دارد...



    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 07:16 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]



    تمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که بهم اهمیت بده

    یه نفر که به خاطر من این جا باشه

    تمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که باهام رو راست باشه

    تمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که دقیقا مثل تو باشه!

    نمی دونم چرا دنیا همینم نتونست برای من ببینه 



    [ پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 ] [ 00:02 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    طرح شعر دلتنگی



    می بینی ترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟


    و وحشت گم کردن دستی گرم


    چگونه تا مغز استخوانم نفوذ کرده است ؟


    دیگر چگونه بگویم چقدر دلتنگ توأم؟


    وقتی دندان هایم از ترس یا سرما


    – چه فرق می کند اصلاً ؟ –


    واژه هایم را تکه تکه می کنند


    و ناچارم


    بریده بریده


    د و س ت ت  د ا ش ت ه  ب ا ش م.



    [ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 10:03 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]




    زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست...


    و دلم بس تنگ است


    باز هم می‌خندم


    آنقدر می‌خندم که غم از روی رود


    زندگی باید کرد


    گاه با یک گل سرخ


    گاه با یک دل تنگ


    گاه باید رویید در پس این باران


    گاه باید خندید بر غمی بی‌پایان...



    [ سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ] [ 13:48 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]





    خدایا


    خواستم بگویم تنهایم


    اما نگاه خندانت


     مرا شرمگین کرد


    چه کسی بهتر از تــو ؟!!



    [ سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ] [ 09:40 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]

    عکس و تصویر آقای جمعه های انتظار ظهور کن

    آقای من ....

    تقصیر من است اینکه تو کم می آیی

    وقتی که شوم اسیر غم می آیی


    این جمعه و جمعه های دیگر حرف است

    آدم بشوم تو شنبه هم می آیی...


    [ شنبه 6 مرداد 1397 ] [ 01:02 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]






    گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم


    تا به گوش تو برسانند....

    می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند...

    غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار ....

    من اکنون صاحب دشتی قاصدکم!

    اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک می میرند؟



    [ چهارشنبه 3 مرداد 1397 ] [ 14:09 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    بی خبرم از تو و من تاب ندارم 


    بعد تو خود را به که باید بسپارم


    از دل من کم نشده مهر تو ماهم 


    دلبر من غیر تو دل یار نخواهم


    مست و خراب عطر گیسوی توام 


    عاشق تاب و گره موی توام


    رفتی و یک روز دلم بند نشد 


    بعد تو این بغض که لبخند نشد


    مست و خراب  عطر گیسوی توام 


    عاشق تاب و گره موی توام


    رفتی و یک روز دلم بند نشد


     بعد تو این بغض که لبخند نشد


    جز تو ندارم بخدا یار عزیزی


     تا کی از این عاشق تنها بگریزی


    باز اگر سر به بیابان بگذارم


     عشق من اما گله ای از تو ندارم


    مرا ببخش که دوستت دارم ... مرا ببخش که رفتی و زنده ماندم بی تو




    پ ن : آهنگ جدید وبمه....حال دلمه .




    [ چهارشنبه 3 مرداد 1397 ] [ 11:24 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]



    33



    وآز مُویُم در مِزِنُم صابخانه مهمون نِمِخِی؟


    یَک گدای خِستِه ی بی سر و سامون نِمِخِی؟


    شنیدُم خوب مِخِری مُویَم دِرُم قصد فروش


    تا دلت بِخِه دِرُم دَردِ بی درمون، نِمِخی؟


    تو که ایهمِه شولوغه از خوبا دور وٓرِت


    معلومه که مثل مُو آدم داغون نِمِخِی؟


    عاشقا خیلی دَرِ خانَت برو بیا دِرَن


    یَک غلام سیا بِرِی خدمت مهمون نِمِخِی؟


    رسمه هر کی مِرِه مهمونی یَک چیزی میِرِه


    مُو که چیزی نِدِرُم…وَلی چرا…جون نِمِخی؟


    جُلوی باب الجوادت دِرِه چشمام مُبارِه


    مهمونی که پشت در مُندِه تو بارون نِمِخِی؟


    مُویَم از دست تِموم آدما فِراریُم


    با شُمایُم آقاجان آهوی حیرون نِمِخِی؟


    مُو هَمو پارسالیُم فقط یَک خورده پیر شُدُم


    آقا یَک کِلام بوگو عبد پِشیمون نِمِخی؟



    میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات 


    مولای خوبی ها آقا علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تحیة و السلام


    بر ساحت مقدس آقا امام زمان عجل اللّه تعالیٰ فرجه الشریف


    و رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای مدظله


    و تمامی شیعیان و محبین  حضرتش مبارکباد.




    [ چهارشنبه 3 مرداد 1397 ] [ 06:29 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    عکس پروفایل ولادت امام رضا / عکس نوشته ولادت امام رضا (ع) / تصاویر ویژه ولادت امام رضا (ع)


    خوشا به حال هر آن کس که مبتلای رضاست

    تمام دار و ندار من از دعای رضاست


    صفای صحن و حیاط و رواق را عشق است
    کنار پنجره فولاد، کربلای رضاست

    کجا به غیر سرایش ادب کنم وقتی
    که پادشاه جهان سائل و گدای رضاست

    قسم به نغمهٔ نقاره و صدای اذان
    دلم مجاور آن گنبدِ طلای رضاست

    مریض بستر عشقم، شفا نمی خواهم
    که مرهم دلم از نسخه و دوای رضاست

    در این معامله سودِ زیاد بردم من
    حرم برای دل من، دلم برای رضاست

    بگو به خادمِ آقا، مرا صدا نکند
    که خواب راحت من روی فرشهای رضاست



    [ سه‌شنبه 2 مرداد 1397 ] [ 13:33 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    عکس نوشته درمورد دروغ و خیانت برای پروفایل شبکه های اجتماعی



    آدم های اینجا

     هیچکدام شبیه تو نیستند ‏

    دلتنگت که می‌شوم ‏

    چشم هایم را می‌بندم ‏

    باران را تجسّم می‌کنم ‏

    تو زلال مهربانی ‏

    مهربان زلالی...

    چه کنم ؟

    چه کنم که بین ما همه چیز تمام‌شده است

    غیر از یک چیز

    این که من هنوز «دوستت دارم»

    پس به شرط رفاقت 

    مرا به ذهنت نه...

    به دلت بسپار!

    من از گم شدن در جاهای شلوغ می‌ترسم.



    [ دوشنبه 1 مرداد 1397 ] [ 01:02 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    شعر در مورد کوچه



    کوچه لره سو سه پمیشم .... یار گلنده توز اولماسین 

    ائله گلسین ائله گئتسین .... آرامیزدا سؤز اولماسن

    ساماوارا اوت سالمیشام .... ایستیکانا قند سالمیشام 

    یاریم گئدیب تک قالمیشام .... نه عزیزدیر یارین جانی 

    نه شیریندیر یارین جانی .... ساماواری آلیشدیرین 

    ماشا گه تدیم قاریشدیرین .... کوسولویوخ بارشدیرین

    نه عزیزدیر یارین جانی .... نه شیرین دیر یارین جانی

    پیاله لر ایرفده دیر .... هر بیری بیر طرفده دیر 

    گؤرمه میشم بیر هفته دیر .... نه گؤزلدیر یارین جانی

     نه شیرین دیر یارین جانی





    کوچه ها را آب و جارو کرده ام .... وقتی یار می آید گرد و خاک نشود 

    طوری بیاید و برود .... که بین ما حرفی ( دلگیری ) نباشد 

    داخل سماور آتش انداخته ام .... داخل استکان قند انداخته ام 

    یارم رفته تنها مانده ام .... چه عزیز است جان یارم 

     چه شیرین است جان یارم

    سماور را روشن کند .... ماشا آورده ام ( زغال را ) به هم بزنید 

    با هم قهریم آشتی مان بدهید .... چه عزیز است جان یارم 

    چه شیرین است جان یارم 

    پیاله ها در تاقچه اند .... هرکدام در یک طرفند 

     یار را ندیده ام یک هفته است 

    چه زیباست جان یارم .... چه شیرین است جان یارم   



    پ ن : شعرش رو خیلی دوس دارم یعنی آهنگشو .... رفتم متن شعر و ترجمه رو پیدا کردم 

    چون ترکی بلد نیستم نمیدونم درسته شعر و ترجمه یا نه....اگه ایرادی هست ببخشید .



    [ شنبه 30 تیر 1397 ] [ 07:46 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]


    عکس و تصویر کپی=صلوات https://www.instagram.com/p/BEvb2PsCEFv/ (جامعه #شیعی و انتظار قیام از امامان) مسألهِ انتظار #ظهور #مصلح و #منجی ...


    تو ای صفای ضمیرم! چرا نمی آیی؟

    چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟ 


    اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

    خدا کند که بمیرم! چرا نمی آیی؟ 


    تو امر کن سر خود را بدست می گیرم

    ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی؟


    میان خلقت من با گل تو رابطه ای است 

    من از تراب غدیرم، چرا نمی آیی؟ 


    هوای دیدن سرداب غیبتت دارم 

    به این رواق اسیرم، چرا نمی آیی؟


    "اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه"


    [ جمعه 29 تیر 1397 ] [ 11:15 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]


    گرفته دلم


    کجایی که آرامم کنی

    کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی

    گرفته دلم

    کجایی که به درد دلهایم گوش کنی

    کجایی که مرا با هارمونی شورانگیز صدایت آرام کنی...

    نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام

    نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام

    در لا به لای برگهای زندگی

    نیست برگی که از تو ننوشته باشم

    نیست روزی که از تو نگفته باشم

    امروز آمد و از تو گفتم

    نبودی و اشک از چشمانم ریخت و در همان گوشه نشستم

    دلم خالی نشد و گرفته دلم

    کجایی که دلم به سراغت بیاید گلم؟

    نیستی و حتی سراغی از دلم نمی گیری

    یک روز نباشم که تو مثل من نمی میری....

    نمیبینی چشمهایم را

    نمیمانی تا دلم را

    به نقطه خوشبختی برسانی

    مرا به جایی آرام بکشانی تا خیالم راحت باشد

    از اینکه همیشه تو را خواهم داشت

    نمی خواهی دلم را

    نمیدانی راز درونم را

    نمی گذاری تا مثل گذشته دلم تنها به تو خوش باشد.



    [ پنج‌شنبه 28 تیر 1397 ] [ 17:44 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    آرامم !

    دارم به‌خیالِ تو راه می‌روم
    به‌ حالِ تو قدم می‌زنم ..

    آرامم !
    دارم برایِ تو چای می‌ریزم
    کم رنگ وُ استکان باریک
    پر رنگ وُ شکسته قلم ..

    آرامم !
    دارم برایِ تو خواب می‌بینم
    خوابی خوب
    خوابی خوش
    خوابی پر از چشم‌هایِ قشنگِ تو !
    صدایِ جانم گفتنِ تو وُ برایِ تو مُردنِ ، من !

    آرامم ،
    به‌خوابی پر از خیلی دوستت دارم !
    پر از کجا بودی ؟
    پر از سلام ، دلم برایِ تو تنگ شده است ...
    دارم برایِ تو خواب می‌بینم .


    آرامم !
    کنارِ تو حرف می‌زنم
    چای می‌ریزم
    دستت را می‌گیرم و به‌سمتِ پاییز قدم می‌زنم وُ
    دل، به‌دریا می‌زنم .

    وَ به تو سلام می‌کنم
    سلام علاقه‌یِ خوبم
    علاقه‌ جانِ من
    من به خیالِ تو
    آرامم .

    می‌دانی ؛
    من مدت هاست به دوست داشتنِ تو آرامم !



    [ پنج‌شنبه 28 تیر 1397 ] [ 15:09 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]


    من خوبم...


    من آرامم...


    من قول داده ام...


    فقط کمی بی حوصله ام...


    آسمان روی سرم سنگینی می کنـد!!


    تمام خنـده هایــم را نذر کرده ام که گریه ام نگیـرد!!


    هرچه خودم را به بی خیالی می زنـم


    باز سر از کوچـه دلتنگی در می آورم.


    اولین بار نیست که گریه میکنم ؛ اما .... 

    اولین بار است که گریه آرامم نمی کند .



    [ پنج‌شنبه 28 تیر 1397 ] [ 14:29 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    امروز به کلمه‌ی خارجی جالبی برخوردم 


    «کراش/Crush»؛

    به دلبر به‌دست نیامده اطلاق می‌شود

    به دلبری که تو هر چقدر دوستش داری،

    او همان قدر یا خبر ندارد؛ یا دارد و دوستت ندارد

    هر چقدر در خیال توست و با او حرف می‌زنی

    همان قدر او بودنت را عین خیالش نیست

    و هیچ نیازی به حرف زدن با تو ندارد.

    به دلبری که هر چقدر عاشقش هستی

    و دوست داری با تو باشد،

    او همان قدر دوست دارد با کسی جز تو باشد.

    معانیِ دیگری هم دارد؛

    له‌شدن، خرد شدن و با صدا شکستن.

    به‌نظرم عجیب هر سه‌تایش درست است؛

    خصوصاً آخری !!!



    [ پنج‌شنبه 28 تیر 1397 ] [ 14:21 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    عکس و تصویر یـهـ فصـلـ پاییـز... یـه خیـآبونـ.... یــه صدایـ ـ بآرونـ... یـسریـ برگـ .... و.... یـه منـــ...... ...


    گاهی آدم ها دلگیرند و دلتنگ 


    آرام می خزند کنجِ اتاق شان با یک بغل تنهایی 


    گاهی تا اطلاع ثانوی  تعطیل اند 


    "لطفابعدامزاحم شوید"



    [ دوشنبه 25 تیر 1397 ] [ 21:36 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    عکس و تصویر دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست...

    بعضیـ وقــــــــتـ هـــــا دیگـــــــــر خســـــــتهـ نمیـ  شـــوی ....


    میـــ بُـــــــــــــــــــــــــــری 


    میــــ بُــــــــــــــــــــــــــــری از هـــرچــــــــهــ  داری 



    حتــــیــٰ آنــ چـــــیزهـــــــــاییـــ کهــ 



    روزگــاریـــــــ برایـــــــــت حکمــــ گنجـــ پنــــــــــــهــآن داشت



    آخــــــــــــــــــــــــر.....



    " احســـــــــاســــ "ـــــَــــــتــ  زیــــــــــــــر درخـــــت آلــــــبالـــــــــــــو گمـــ شدهــ !!!




    [ دوشنبه 25 تیر 1397 ] [ 21:31 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    عکس و تصویر چند وقتیست... هر چه می گردم ؛ هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ...


    چند وقتیست هر چه می گردم

    هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم .

    نگاهم اما ...

    گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد.

    و من همیشه به دنبال کسی می گردم ...

    که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید !!!


    [ دوشنبه 25 تیر 1397 ] [ 13:15 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ

    ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﻣــــــــﻬــــــﻢ ﺑﺎﺷﯽ

    ﺍﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻗﺖﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﺍﻳﺘــــ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻳﺎﻓﺘـــــــ ...

    ﻧـــﻩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ

    ﻭ ﻧــــﻩ حرفــﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿه

    [ دوشنبه 25 تیر 1397 ] [ 13:03 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    e4op_23668313_2125544507676856_4595542902809034752_n.jpg


    معلمـ میـ گفت : 


    رفتن " همیشه فعل لازم است .


    حالا که بزرگ شدم میفهمـــــمـ  که راست میـ گفت 


    "رفتن" همیشه  لازم است


    وقتی کم آورده باشی ...


    مجبور می شوی خودت دست دلت را بگیری 


    و  "بــــــــــروی "



    [ یکشنبه 24 تیر 1397 ] [ 16:37 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    عکس و تصویر زندگی از دریا هم پر تلاطم تره

    مراقب دلت باش

    باید هوایش را داشت

    باید مراقبش بود

    باید دستش را گرفت

    آن هم در این دنیای مجازی

    چشم ِ دلت را باز کن

    به روی واقعیت های این دنیای ناشناخته و عجیب!

    نگذار هر کجا که خودش خواست جا بماند!

    حواست که نباشد

    گم می شود

    به همین سادگی !

    دلت را می گویم...

    دست ِ دلت را محکم تر بگیر!


    [ یکشنبه 24 تیر 1397 ] [ 16:15 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]





    بعضی چیزها را ”باید” بنویسم

    نه برای این‌که همه ”بخونن” و بگن ”عالیه”

    برای این‌که ”خفه نشم”

    همین!




    [ یکشنبه 24 تیر 1397 ] [ 08:30 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]

    [ یکشنبه 24 تیر 1397 ] [ 08:25 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]



    فردا اگر بدون تو باید به سر شود


    فرقی نمی کند شب من کی سحر شود



    شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست


    بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود



    رنج فراق هست و امید وصال نیست


    این هست و نیست کاش که زیر و زبر شود



    رازی نهفته در پس حرفی نگفته است


    مگذار درددل کنم و دردسر شود



    ای زخمِ دلخراش لب از خون دل ببند


    دیگر قرار نیست کسی باخبر شود



    موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است


    بگذار گفتگو به زبان هنر شود




    "فاضل نظری"




    [ شنبه 12 خرداد 1397 ] [ 18:07 ] [ بانو ]

    [ 1 نظر | چاپ ]


    در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

    اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم


    یک قطره آبم که در اندیشه دریا

    افتادم و باید بپذیرم که بمیرم


    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

    یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم


    این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی‌ست

    من ساخته از خاک کویرم که بمیرم


    خاموش مکن آتش افروخته‌ام را

    بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم


    "فاضل نظری"



    [ شنبه 12 خرداد 1397 ] [ 17:55 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من


    دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من


    عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد

    رفتی چو تیر کمان شد از بار غم پیکر من


    می‌سوزم از اشتیاقت در آتشم از فراغت

    کانون من سینه من ، سودای من ،آذر من


    بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

    چون میتواند کشیدن این پیکر لاغر من



    اول دلم را صفا داد،    آیینه ام را جلا داد

    آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاکستر من



                                                                     "صفای اصفهانی"



    پ ن :هروقت این شعرو میخونم با ریتم آقای اصفهانی میخونمش

    نمیدونم من فقط اینجوری ام یا همه ؟ یه شعر که آهنگش اومده باشه دیگه نمیتونم معمولی بخونمش

    رفتم  گشتم کدشو پیدا کردم و گذاشتم آهنگ وبلاگ

    خیییییلی قشنگه ...مگه نه؟


    [ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 13:37 ] [ بانو ]

    [ 2 نظر | چاپ ]


    وقتی کنارم نیستی از درد لبریزم 

    باید که از این زخم ها قدری بپرهیزم 


    من سال ها در گُور خود بی شعر خوابیدم 
    شاید که با یک بوسه ات از جای برخیزم 


    گاهی تو را می آورم از روزهای دور 
    قدری غزل می خوانی و هی اشک می ریزم 


    گم گشته ای در لایِ تقویم غزل هایم 
    ای کاش می شد تا تو را بر گردن آویزم 


    چون گِردبادی زخم خورده، گیج و سرگردان 
    رَد می شوم از روزهایت… مثلِ پاییزم


    "امیر وحیدی"


    [ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 12:33 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    

    aiqu_img_20180530_122651.jpg


    وقتی که نیستی ....


    حس می‌کنم که پنجره، دیوارِ دیگری است 


    حس می‌کنم که مزﮤ باران، عوض شده ست. 



    [ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 12:28 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد 

    غمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد 

    نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات را 
    شبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد 

    مدام خیره شود در نگاه عکس قدیمی ت 
    مدام زل بزند دست زیر چانه بگیرد 

    شبانه بغض خودش را فرو که برد به تلخی 
    دلش از اینهمه بی مهری زمانه بگیرد 

    به یاد کافه و شعر و تن صدات بیفتد 
    دلش هوای غزل های عاشقانه بگیرد 

    همین که عطر نفس هات کوچه را بنوازد 
    میان هق هق تلخش هوای خانه بگیرد 

    خیال کن برسد گرد باد پیر و بخواهد 
    تقاصی از تن بی جان یک جوانه بگیرد


    "سید رضا هاشمی ( سره )"



    [ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 12:13 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]


    u2nm_29095872_1955751337840727_2079935155442548736_n.jpg


    نگران نیستم


    که دیگر شعر نمی گویم.

    شعر ‌از دل می آید...

    که تو آن را برده ای!!!



    [ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 10:23 ] [ بانو ]

    [ 0 نظر | چاپ ]

    .: تعداد کل صفحات (665) :. 1 2 3 4 5 ... 14 >>

    مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه