X
تبلیغات
رایتل


حالم بد است مثل عقابی که پیر شد

یا کفتری که زخمیِ پروازِ تیر شد


ابری قرار بود ازینجا گذر کند

پیمان شکست باد و نصیبم کویر شد


تا آهِ آخرین نفس،آهو امید داشت

وقتی به چنگِ تیز پلنگی اسیر شد


رودم، که در تقابل با رسم آبشار

در عینِ سربلندی خود، سربه زیر شد


بازیچه‌ی قمار و غرور و شراب و شعر

عاشق که شد به حکم دلش گوشه‌گیر شد


"اینجا زنی" که دل به وسعت رؤیا سپرده بود

با طعنه ای به نام حقیقت حقیر شد


ماهی! نمیر... باش که دریا بیاورم!!

- دریا کجاست!؟ تُنگ بیاور که دیر شد.





 پ ن : این شعر از آقای "پوریا شیرانی" هست .خیلی با حال دلم مطابقت داره  واسه همین طبق معمول  یه مصرع رو به فراخور خودم که جنس مونثم تغییر دادمش . ازشون عذرخواهی میکنم.


ممنون که بهم سرمیزنید ....بی نهایت سپاسگزارم 

لطفا نظری ننویسید چون دیگه تایید نخواهد شد ... تایید نمیکنم چون توانشو ندارم که پاسخی بهش بدم  و اینجوری بیشتر شرمندگیش میمونه واسم 





تاریخ : جمعه 10 آذر 1396 | 00:59 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)


 

 

بادی بذر تـو را در دلـــم انداخـــت وُ رفــت

من مانـــده ام وُ  این  ریشــه ی قطــور دلــدادگی

و هـــزار جــوانه ی شــکفته از یـادَت!!!




تاریخ : پنج‌شنبه 28 دی 1396 | 00:26 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
عکس و تصویر درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! بی تو بودن، درد دارد! می زند ...

درد بی درمان شنیدی؟

حال من یعنی همین!

بی تو بودن، درد دارد!

می زند من را زمین

می زند بی تو مرا،

این خاطراتت روز و شب

درد پیگیر من است،

صعب العلاج یعنی همین!

"فریدون مشیری"




تاریخ : پنج‌شنبه 28 دی 1396 | 00:14 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
 


brcl_25012206_871139296393009_8668910759876493312_n.jpg



خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی


چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی


تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی


چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی


بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی


شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی


دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم


نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی


تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم


که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی


چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان


تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی


سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم


دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی


من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت


برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی


تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان


بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی


«در چشم بامدادان به بهشت برگشودن


نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی»

 

"سعدی"




تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1396 | 10:40 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
باور کن زندگی آدم

گاهی لَنگ می شود...

لَنگ کمی دلگرمی


فقط کمی !!!
 
 
 
http://raze-sarbaste.persiangig.com/image/ppi/new/img104.jpg



تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 18:00 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)

0rxq_306725-coffee-drink-love.jpg


لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد
 
مثل خوردن یه فنجون قهوه داغ زیر برفه
 
درسته که هوا رو گرم نمی کنه
 
ولی آدمو دلگرم می کنه ...
 
 


تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 17:53 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)


عکس و تصویر باز کن پنجره را من تو را خواهم برد به سرِ رودِ خروشانِ حیات... آبِ ...


شاید هر صبح نتوانم باشم 

تو اما هر روز صبح 
پنجره ی قلبت را باز کن ...

و "دوستت دارم " ها را 
و "صبحت بخیر " ها را 

و" مراقب خودت باش" ها را 
نفس بکش ... 

سپرده ام به آسمان 
سپرده ام به صبح !!!





تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 15:35 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)




آن چنان جای گرفتی تو به چشم و دل من 


که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا 




تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 15:25 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)


xer7_images_(1).jpg 


عزیز دل 


که   تـــــــو
   باشی  برای من 

سهل است 

تمام خسته شدن هـا 

همه ملامت هـا 




تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 14:22 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
  • عکس و تصویر برایت ماه من امشب انار جان کنم دانه.. تو می ارزی به این جان دادن ...

  • برایت 
    ماه من امشب 
    انار جان کنم دانه ...

    تو می ارزی 
    به این 
    جان دادن پیمانه پیمانه

    "مهدی عنایتی"




    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 23:48 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
    عکس و تصویر از حال من مپرس که بســـــیار #خسته ام …

    حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدم 

    این روزها به تلخ‌زبانی زبانزدم 


    گفتم که عاشقت شده‌ام، دورتر شدی 

    ای کاش لال بودم و حرفی نمی‌زدم


    "سجاد سامانی"




    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 23:43 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
    نوشتم که :
    چند وقتی است که خسته ام!

    نوشتم که : 

    دلم هوای روز تعطیل کرده است .


    گفتم : 

    شاید نیاز باشد برای تعمیر دلم کاری بکنم.


    چون  دیوار های آن فرسوده ی انتظار شده بود .


    نوشتم که : 

     دیگر فضای دلم ، طاقت غوغا ندارد .


    آری...نوشتم که :

     تا اطلاع ثانوی دِلم تعطیل است


    دلم را تعطیل کردم تا بازگردی و با سرانگشت محبت قفل آن را باز کنی


    کاش همه ی «تا اطلاع ثانوی»ها همینقدر زود رقم بخورد 


    کاش همه به مهربانی تو باشند و زود به داد دل آدم ها برسند


    دوری ... دلتنگی ... چشم انتظاری عجیب جان و دل آدمی را فرسوده می کند


    لطفا هیچ وقت با این گزینه های عذاب آور دلی راکه  مشتاق نگاه و کلامتان است نیازمایید 


    «آدم ها شوخی شوخی سنگ می زنند و گنجشک ها جدی جدی می میرند»


    شاید وقتی برای بازگشت نماند !!!




    پ ن : لطفا شما یادتان نرود دو چشم منتظری که راه دیگری جز چشم انتظاری میان این کلبه ندارد و راه خود را بروید...هر نوشته ای لزوما برای شما نیست «عالیجنابِ ... » 






    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 23:15 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)





    شیشه دل را شکستن  احتیاجش سنگ نیست


    این شقایق...   با نگاه سرد پرپر می شود!!!





    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 11:23 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
    این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
    برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
    رمز عبور:


    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 11:06 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)



    بمیرم برای دل قانع خودم ... 

    اگر نباشم چه کنم 


    کجای زندگیت بودم که حالا بتوانم ادعایی داشته باشم 


    فقط از من گله نکن 


    تو نمی دانی دلتنگی چه دماری از روزگار آدم در می آورد! 


    پس از دلنوشته هایم نرنج 


    بگذار شاید با نوشتنش آرام شوم 


    هرچند زهی خیال باطل !!!





    تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 09:22 | چاپ | نویسنده: بانو | نظرات (0)
       1    2    3    4    5      ...    34    >>
    لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
    .: Weblog Themes By M a h S k i n:.