بی‌تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو

ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو



من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو

هرکه و هرکس همه تو، ای همه تو، آن همه تو



من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من

تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو



ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم

رمز نیستان همه تو، راز نیستان همه تو



شور تو آواز تویی، بلخ تو، شیراز تویی

جاذبه‌ی شعر تو و جوهر عرفان همه تو



همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد

ای همه خورشید تو و خاک تو، باران همه تو



"حسین منزوی"




تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1396 | 13:01 | نویسنده : بانو |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.